ملکه سرزمین من

1

چكاب 10ماهگي

امروز برديمت دكتر خدائي  بهمون گفت شما رو خيلي گرم نگه نداريم چون تيپ اروپائي داري زود گرما زده ميشه وزنت 8100...........قد 68.......دور سر 44 همه چيزات خوب بود نفسم   قربون شما كه اينقدر خوشكلي عسلم خدايا شكرت كه  به من فرزندي سالم عطا كردي نمي دونم چطور بايد سپاست كنم ..... هيچ هديه اي بهتر از اين نمي شد به من بدي ...كارت حرف نداره  
8 مرداد 1391

آش دندوني

امروز مامان جون واست آش دندوني پخت و دوتا عمع و عمو محمد رو هم دعوت كرد .....شما هم كلي خودتو لوس كردي و پسر عمه مهدي ازت عكس هاي قشنگ گرفت  اينم عكس هاي آش دندوني             ...
8 مرداد 1391

اولين مرواريد فرشته من

عزيزم امروز يعني 2تيرماه 1391 ..تو  9ماهه شدي  چند روزي بود كه  خيلي نا ارومي ميكردي وشبا وسط خواب جيغ ميكشيدي ازاون جيغ هاي بنفش.......... ديروز ديدم روي لثه ات يه نقطه سفيد شده خيلي ترسيدم............... نكنه يه چيز كثيف تو دهنت كرده باشي و عفونت نكرده باشه  ويا لثه ات رو زخم كردي  خلاصه كلي نگرانت بودم ميگفتم اخه اگه دندونه پس تيزيه دندون كو؟؟؟؟ هرچي دست رو لثه ات ميكشيدم اصلا خبري از دندون نبود ...... تا اينكه امروز دقيقا روزي كه 9ماهه شدي وقتي داشتم بهت صبونه ميدادم ديدم قاشق به يه چيزي ميخوره و تيكي صدا ميده ....صدايي كه خيلي منتظرش بودم ........ دست كشيدم رو لثه ات ديدم تيزه فهميدم بالاخره مرواريداي ...
8 مرداد 1391

شيرين كاري هاي لنا در 10ماهگي

شيرين كاري هاي لنا  عزيزم ديگه به طور واضح ومعنا دار ماما....بابا.....دد..... م...ممم ميگي خيلي خيلي شيطون شدي  به همه جا سرك ميكشي علاقه زيادي هم به حمام ....دستشويي ..... بالكن داري هر وقت كاري ميكني كه جالبه و اولين بار داري تجربه اش ميكني تو چشماي من نگاه ميكني و يواشكي ميگي دددددددددددددددددددد ...خلاصه كه خوب بلدي را ممون كني دخملي شيطون 2تا دندون داري تازگي ها هم ياد گرفتي دستو ميگيري به مبل و مي ايستي ....چند قدم هم با كمك مبل را ه ميري   ...
8 مرداد 1391